• maryamsoleymani170@yahoo.com

سکوت

  • خانه
  • >
  • نوشته‌ها
  • >
  • نوشته ادبی
  • >
  • سکوت
11 اکتبر 2025
255
مریم سلیمانی
نوشته ادبی
0

آن‌قدر سڪوت ڪردم ڪہ عشق، خمیازه‌اے ڪشید و از من روے برگرداند.

و غم، بہ بندڪ‌هاے لباسم چسبیدہ است.

چقدر حرف براے گفتن دارم… و دهانم باز نمی‌شود.

 

مریم سلیمانی

با الهام از دوروتی پارڪر

برچسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    آخرین دیدگاه‌ها

    1. مریم سلیمانی در در سوگ خواهر/شریک خاطرات کودکی
    2. مریم سلیمانی در در سوگ خواهر/شریک خاطرات کودکی
    3. نسیم وثوقی در در سوگ خواهر/شریک خاطرات کودکی
    4. A.R.T در در سوگ خواهر/شریک خاطرات کودکی
    5. مریم سلیمانی در آیا می‌دانید کلمات جان دارند؟

    نوشته‌های تازه

    • نیرویی که نمی‌شناسمش
    • می‌دانیم، اما باور نمی‌کنیم
    • در سوگ خواهر/شریک خاطرات کودکی
    • 🎬 معرفی فیلم «Dead Poets Society»
    • عودلاجان بعد از این روزها

    دسته‌ها

    • آموخته‌های من برای نوشتن
    • آموخته‌های من در روانشناسی
    • بلاگ
    • داستان
    • داستان کوتاه
    • نامه‌های خیالی
    • نقل قول‌های الهام بخش
    • نوشته ادبی
    • نوشته‌ها

نوشتن و مطالعه آگاهانه

در این سایت، مجموعه‌ای از آموزش‌های نوشتن، روانشناسی، داستان کوتاه، مقاله، خاطره و شعر و آموخته‌های من در زندگی را خواهید یافت. هر مطلب در اینجا برای رشد فکری و الهام‌بخشی به شما طراحی شده تا به دنیای نویسندگی و تفکر آگاهانه نزدیک‌تر شوید.

دسترسی سریع

  • درباره من
  • درباره من

نیرویی که نمی‌شناسمش
  • 31 , می , 2026
می‌دانیم، اما باور نمی‌کنیم
  • 30 , می , 2026

  • درباره من
  • درباره من