زمانِ اشتباه
مـرا بـبـڂـݜ عـزیـݫم بـراے ایـنـڪـه مـن اقـیـانـوس بـودم و تـو بـه دریـاڇـه نـیـاز داݜـتـے
مـنـو بـبـڂـݜ مـن ݜـمـع بـودم تـو بـه نـور خـورݜـیـد نـیـاݫ داݜـٺـے
منو ببخش ڪہ برایت زیادے بودم
دوستت دارم و از تو دور میشوم زیرا تو دورے را دوست داشتے
منو ببخش عزیزم من صداقت تلخ بودم
و تـو دروغ ݜـیـریـن را دوسـٺ داݜـٺـے
حـالـا ڂـاطراتـمـان را هـر روز بـه
خورشید و شبها بہ ماہ میگویم.
ما آدم درست در زمان اشتباہ بودیم.
مریم سلیمانی
با الهام از یک ترانه