هذیاننویسی
هذیاننویسی بیشتر به نوشتاری شبیه است که تداعیهای ذهنی ناگهانی دارد؛ از منطق خطی پیروی نمیکند؛ گاهی جملهها ناتمام یا بهظاهر نامرتبطاند؛ و تصاویر و کلمات، بیواسطه و رؤیایی یا کابوسوار در کنار هم قرار میگیرند. در این شیوه، نویسنده آگاهانه سانسور ذهنی را کنار میگذارد و هر آنچه در لحظه بر ذهنش میگذرد، بدون ویرایش یا قضاوت مینویسد.
در این معنا، هذیاننویسی شکلی از نوشتنِ فراواقعگراست؛ بیمنطق، بیقید، و رها از ساختارهای معمول زبان. نوشتنی که در آن جریان فکر قطع نمیشود و کلمات بدون تلاش برای نظم یا توضیح، روی کاغذ جاری میشوند.
با این حال، این بیمعنینویسی در ظاهر، اغلب در درون خود معنایی پنهان دارد. معنا نه به شکل مستقیم و عقلانی، بلکه در لایههای زیرین تصویرها و تداعیها شکل میگیرد؛ جایی میان رؤیا، احساس و ناخودآگاه.
هذیان ۱
لاس شبانه
چرخ دندههای سرم قیژقیژمیکنند.شبهاروغنمالی میکنم، تا هنگام خاب سروصدایش بیُافتد. ریموت پلکهایم اتصال دارد. مدام پلکهایم بالا و پایین میروند. شبها بزاق دهانم آب را به روی گلوگاهم میبندد و با خیارِتلخ بخاب میرود. خشکی دهانم با پایش به انتهای حلقم میکوبد. میخواهد لاس بزند تا حلق را بیدار کند. مغزم که همیشه چشمهایش بازاست، در خاب قدرت حرف زدن ندارد. فقط میتواند تماشا کند و در دلش بگوید صبح که بیدار شوم دهان تکتکتان را سرویس میکنم. اخلاقم سگی شده است نه از نوع تربیت شده و آپارتمانی، بلکه از نوع وحشی و دورگه گرگی و سگی در جنگل. بلند میشوم یک قرص خابآور و شلکننده عضلات میخورم. مدتی نمیگذرد که تمام اعضای بدنم شل و وارفته میشود.
مریم سلیمانی