میان عشق و وداع
«هیولاها» آهنگی از خواننده و ترانهسرای انگلیسی جیمز بلانت است. این آهنگ توسط بلانت، ایمی وج و جیمی هوگارث برای ششمین آلبوم استودیویی بلانت، روزی روزگاری یک ذهن (2019) نوشته شده است. این آهنگ به عنوان چهارمین تکآهنگ از آلبوم در 1 نوامبر 2019 منتشر شد. بلانت تصمیم گرفت تمام سود حاصل از این آهنگ را به خیریههای Help for Heroes و British Legion اهدا کند.
چارلز بلانت، پدر جیمز بلانت، به بیماری مزمن کلیه مرحله چهار مبتلا شد. این بیماری بدون پیوند عضو قابل درمان نیست و بلانت این آهنگ را زمانی نوشت که متوجه شد پدرش به زودی ممکن است بمیرد. در آهنگ «هیولاها»، بلانت احساسات خود را در مورد پدرش و بیماریاش ابراز کرد، تقریباً انگار که این آهنگ وداعی با پدرش است.» بلانت در مصاحبهای با «صبح بخیر بریتانیا»، گفت:
واقعاً لحظه شگفتانگیزی بوده است. زیرا وقتی متوجه مرگ پدرتان میشوید، فرصت بسیار خوبی برای گفتن چیزهایی است که دوست دارم به او بگویم. بنابراین آهنگی به نام هیولاها برای او نوشتهام.
در مصاحبهای دیگر، بلانت:
از بسیاری جهات، آهنگ، متن آهنگ، طوری صحبت میکند که انگار کلماتی را که ممکن بود به فرزندانم نیز بگویم، به زبان میآورم. وقتی فرزندانم در مورد هیولاها صحبت میکنند، این [چیزی] است که من برای پدرم میخوانم. نوبت من است که هیولاها را دور کنم، همانطور که او یک بار با من این کار را میکرد.
تکآهنگ از جیمز بلانت
از آلبوم روزی روزگاری یک ذهن
منتشر شده در ۱ نوامبر ۲۰۱۹
مدت زمان ۴:۱۹
ناشر: آتلانتیک رکوردز بریتانیا
ترانهسرایان: بلانت، آرمی واج و جیمی
هوگارث
گاهشمار تکآهنگهای جیمز بلانت
هیولاها (۲۰۱۹)
«هیولاها»
از آنجایی که گروه خونی بلانت برای اهداکننده بودن با او مطابقت نداشت، در مصاحبه با برنامه صبح بخیر بریتانیا، او از اهداکنندگان کلیه با گروه خونی O مثبت درخواست کرد که پا پیش بگذارند. در ژانویه ۲۰۲۰، گزارش شد که یک اهداکننده کلیه پیدا شده و پدر بلانت برای پیوند برنامهریزی شده است. اهداکننده کلیه پسرعمویی با نام مشابه پدرش بود و پیوند موفقیتآمیز بود.
این موزیک ویدیو در آکسفوردشایر، بریتانیا فیلمبرداری شده و وان آرنل آن را کارگردانی کرده است. این موزیک ویدیو جیمز بلانت و پدرش چارلز بلانت را به تصویر میکشد. این ویدیو بر نمای نزدیکی از چهره جیمز بلانت در حالی که دو بیت اول و همخوانیهای آهنگ را میخواند تمرکز دارد و سپس به زاویه بازتری تغییر میکند که خود و پدرش را نشسته پشت میز در حالی که او بخش پایانی را میخواند نشان میدهد. در طول ویدیو، بلانت به وضوح احساساتی و گریان است.
لیزا ویلکینسون، مجری تلویزیون استرالیا، گفت که پس از تماشای موزیک ویدیوی این آهنگ «گریه» کرده است. مونیکا بارتون از نیوزهاب درباره موزیک ویدیو نوشت: «برو، کمی تماشا کن و ببین آیا قلبی داری یا فقط یک تکه سنگ چخماق تیز و نوکتیز در جایی که باید باشد؟»
مینی رایت از دالی اکسپرس نوشت: «دیدگاه دلخراش، جایی را که بلانت با ورود هیولا، اثر عمیقاً شخصی «روزی روزگاری با ذهن» را نوشته است، روشن میکند.» لورن مورفی از Entertainment.ie نوشت: «قبل از تماشای این ویدیو، توجه داشته باشید که اگر به هر نحوی از نظر احساسی شکننده هستید یا والدین خود را از دست دادهاید، ادامه دادن آن بسیار دشوار است.» رودی کینسلا از جو نوشت: «این یکی از احساسیترین موزیک ویدیوهایی است که در مدت زمان بسیار طولانی دیدهایم.»
گفتگوی مقاله
از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
«Monsters» از James Blunt
فقط درباره مرگ یک پدر نیست؛ درباره رسیدن به نقطهای است که عشق، رنج، بخشش و وداع در هم حل میشوند. این ترانه را جیمز بلانت زمانی نوشت که پدرش با بیماری سختی دستوپنجه نرم میکرد و احتمال از دست دادنش وجود داشت.
معنای کلی ترانه را میتوان اینگونه خواند:
«پدر، دیگر وقت حسابکشی نیست. نمیخواهم بگویم کجا درست بودی و کجا اشتباه. فرصت گذشته است. فقط میخواهم یک بار دیگر دوستت دارم را بگویم و با تو خداحافظی کنم.»
و بعد به تأثیرگذارترین بخش میرسد:
من دیگر آن کودک نیستم و تو هم دیگر فقط پدر من نیستی.
حالا دو انسان بالغ هستیم که با همه ضعفها و خطاهایشان با هم وداع میکنند.
این جمله نفی رابطه پدر و فرزندی نیست؛ برعکس، نوعی بلوغ در عشق است. گویی میگوید: «من تو را نه به عنوان یک قهرمان بینقص، بلکه به عنوان یک انسان دوست دارم.»
اما زیباترین استعاره ترانه اینجاست:
Don’t be afraid, it’s my turn to chase the monsters away
«نترس، حالا نوبت من است که هیولاها را دور کنم.»
در کودکی، پدرها هیولاهای خیالی را از اتاق فرزندانشان دور میکنند؛ ترس از تاریکی، تنهایی و کابوس. حالا نقشها عوض شده است. پسر کنار تخت پدر ایستاده و میگوید: «دیگر تو نگران نباش. این بار من مراقب تو هستم. من ترسِ مرگ را از تو دور میکنم.»
به همین دلیل اجرای Iam Tongi این ترانه آنقدر تکاندهنده شد. او نیز پدرش را از دست داده بود و وقتی این شعر را میخواند، دیگر فقط یک آهنگ نبود؛ گفتوگویی ناتمام با پدرش بود.
شاید خلاصهٔ «Monsters» در یک جمله این باشد:
سوگ زمانی به کیمیا تبدیل میشود که به جای چسبیدن به فقدان، عشق را تا آخرین لحظه با خود حمل کنیم.
و به او اجازه میدهد تا درونیترین احساسات خود را ابراز کند و به پدرش ادای احترام کند.
عمق احساسی عمیق اشعار، آسیبپذیری بلانت و دست و پنجه نرم کردن او با واقعیت فقدان قریبالوقوع را نشان میدهد. این آهنگ پیامی جهانی از عشق، پذیرش و ارتباط انسانی را منتقل میکند که فراتر از قلمرو فیزیکی پابرجاست و با شنوندگانی که موقعیتهای مشابهی را تجربه کردهاند، طنینانداز میشود.
«هیولاها» از مرزهای شخصی فراتر میرود و به سرودی جهانی برای هر کسی که با فقدان دست و پنجه نرم میکند، تبدیل میشود. روایت با ظرافت و صداقتی که روح را لمس میکند، آشکار میشود و به شنوندگان اجازه میدهد تا در میان سطور آن، آرامش و ارتباط پیدا کنند. تجربه مشترک انسانی از جدایی، همراه با داستانسرایی تأثیرگذار، «هیولاها» را به قطعهای جاودانه تبدیل میکند که همچنان برای بسیاری آرامش و التیام فراهم میکند.
احساسات خالص و اصیل نهفته در این آهنگ و جذابیت جهانی مضامین آن، «هیولاها» را به سهم قابل توجهی در موسیقی تبدیل کرده است و جوهره بشریت را در آسیبپذیرترین حالت خود به تصویر میکشد. این آهنگ به عنوان چراغ امید و یادآوری قدرت پایدار عشق، حتی در مواجهه با اجتنابناپذیر، پابرجاست.
در مسابقه American idol و ميرسيم به اجراىIam Tongi از هاوايى كه پدرش را مدتيست از دست داده و كار monster را از جيمز بلانت اجرا ميكند و نشان ميدهد چگونه دلتنگى اش را كيمياگرى كرده
I’m not your son,
you’re not my father
We’re just two grown men saying goodbye
No need to forgive, no need to forget
I know your mistakes and you know mine
من پسر تو نیستم، تو پدر من نیستی
ما فقط دو مرد بزرگسال هستیم که داریم خداحافظی میکنیم
نیازی به بخشیدن نیست، نیازی به فراموش کردن نیست
من اشتباهات تو را میدانم و تو اشتباهات مرا میدانی.
این مطالب برای من که در سوگ خواهر نشستهام آرابخش بود. امیدوارم مرهم و تسکینی برای آنانی که هم اکنون سوگوارن یا قبلتر فقدان عزیزی را تجربه کردند، باشد
مریم سلیمانی