تمرینی برای داستاننویسی؛ ادامهنویسی و پرورش خلاقیت
مریم سلیمانی
یکی از تمرینهای نوشتن و نویسندگی، ادامهنویسی است؛ جملهای را آغاز میکنیم و اجازه میدهیم ذهن، بدون طرح و نقشه، ادامهاش را پیدا کند. جملهها را هم میتوانید از کتاب، مجله و شبکههای اجتماعی پیدا کنید یا خودتان جملهای برای شروع بنویسید.
ادامهنویسی تمرینی برای رها کردن ذهن، کشف ایدهها و تجربهٔ مسیرهای گوناگون در نوشتن است. در این تمرین، لازم نیست از همان ابتدا بدانیم داستان به کجا میرسد. کافی است از نقطهای شروع کنیم و اجازه دهیم جملهها، شخصیتها و اتفاقها یکی پس از دیگری شکل بگیرند.
دو نمونه از تمرین ادامهنویسی
مثال اول: وقتی چشمم بهش افتاد…
وقتی چشمم بهش افتاد، یاد آن رفتار سفیهانه افتادم. یاد ناسزاهایی که چند سال پیش از دهان لقش بیرون میریخت. یاد آن دورانی که سختیها بر سرم آوار شده بود و من سرگردان و درمانده، پی کمکی میگشتم. او با وقاحت و بیرحمی تمام، مرا با کلمات و رفتار زشتش تیرباران میکرد و تحت تأثیر ذهن بیمار و افکار شیطانی خودش بود. سعی میکنم هیچوقت چشمم به چشم او نیفتد. باید از آدمهای سمی دوری کنم. این تنها راه حفاظت از خود است.
مثال دوم: دست میکشم روی سرم و حس میکنم…
دست میکشم روی سرم و حس میکنم به آن آدم ریشسفیدی بدل شدهام؛ همان که همه میگفتند: «بروید از او مشورت بگیرید.» اما پختهتر و لهتر. دست میکشم روی سرم و حس میکنم لای موهایم خالی شده است. نه اینکه کچل شده باشم، نه؛ دیگر از آن موهای پر و مجعدی که لای انگشتانم گیر میکرد، خبری نیست. نشانههای پیری پدیدار شدهاند. دیگر ترسی ندارم. ترس را در جوانی داشتم؛ وقتی تمام رشتههایم پنبه شدند، وقتی دو دوتاییهایم چهار تا نمیشدند، وقتی اعتمادم از آدمها سلب شد. روزگار بارها مرا ترسانده است. دیگر جان تازهای ندارم. همین چهارلاخ مو هم که مانده، باز خوب مانده است؛ وگرنه، غریبه که نیستید، باید تمام موهای بدنم هم ریخته باشد!
ادامهنویسی از نگاه پژوهشهای علمی
آیا ادامهنویسی فقط تمرینی برای داستاننویسی است یا میتواند به خلاقیت و مهارتهای نوشتاری هم کمک کند؟ پژوهشهایی در زمینهٔ نوشتن خلاق و تمرینهای ادامهنویسی انجام شده است که میتوانند به درک بهتر این شیوه کمک کنند. البته باید توجه داشت که نتایج یک پژوهش را نمیتوان به همهٔ افراد و همهٔ انواع نوشتن تعمیم داد.
۱. ارتباط ادامهنویسی با خلاقیت و تفکر
وو و چین در پژوهشی که سال ۲۰۲۵ در مجلهٔ International Journal of Applied Linguistics منتشر کردند، عملکرد ۷۶ دانشآموز چینیِ در حال یادگیری زبان فرانسه را در تمرینهای ادامهنویسی بررسی کردند. نتایج نشان داد تواناییهای شناختی مرتبط با خلاقیت، بهویژه تفکر واگرا و همگرا، با عملکرد دانشآموزان در ادامهنویسی داستانهایی با موضوع ناآشنا ارتباط داشت. این ارتباط در جنبههای محتوایی نوشته پررنگتر از جنبههای زبانی بود. تفکر واگرا به توانایی یافتن ایدهها و مسیرهای گوناگون اشاره دارد؛ درحالیکه تفکر همگرا به بررسی و انتخاب میان گزینهها برای رسیدن به نتیجهای متناسب مربوط است. نویسنده هنگام ادامهدادن یک داستان، هم امکانهای مختلف را در ذهنش میسازد و هم تصمیم میگیرد کدام مسیر را دنبال کند. البته این پژوهش نشان نمیدهد که ادامهنویسی بهتنهایی خلاقیت عمومی یا هوش را افزایش میدهد؛ بلکه ارتباط میان برخی تواناییهای شناختی و عملکرد در یک نوع تمرین نوشتاری را بررسی کرده است.
۲. هنگام نوشتن خلاق، در مغز چه میگذرد؟
شاه و همکارانش در پژوهشی منتشرشده در سال ۲۰۱۳، فعالیت مغزی ۲۸ فرد را هنگام انجام تکالیف مرتبط با نوشتن خلاق بررسی کردند. یکی از این تکالیف، نوشتن ادامهای خلاقانه برای یک متن بود. نتایج پژوهش نشان داد نوشتن خلاق با فعالیت شبکهها و نواحی مغزی مرتبط با زبان، پردازش مفاهیم و فرایندهای شناختی در ارتباط است. این یافتهها نشان میدهند نوشتن خلاق صرفاً کنار هم گذاشتن کلمات نیست؛ هنگام نوشتن، زبان، پردازش مفاهیم و دیگر فرایندهای ذهنی با یکدیگر همکاری میکنند. بااینحال، این پژوهش دربارهٔ فرایندهای مغزی مرتبط با نوشتن خلاق است و ثابت نمیکند که تمرین ادامهنویسی بهتنهایی موجب افزایش هوش یا بهبود عمومی عملکرد مغز میشود. مشاهدهٔ پژوهش در پایگاه PubMed
۳. آیا نوع تمرین بر کیفیت نوشته اثر دارد؟
تیان و همکارانش در پژوهشی منتشرشده در سال ۲۰۲۵، تأثیر شیوههای مختلف طراحی تمرین ادامهنویسی را بر مهارتهای نوشتن خلاق بررسی کردند. در این مطالعه، ۱۲۰ دانشآموز دبیرستانی چینی طی یک دورهٔ دههفتهای در تمرینهای نوشتاری شرکت کردند. نتایج نشان داد دانشآموزانی که تمرینهای ادامهنویسی ساختارمندتری انجام داده بودند، در برخی ابعاد نوشتن خلاق، از جمله دقت زبانی، انسجام روایت، تازگی ایدهها و منطق ساختار داستان، پیشرفت بیشتری داشتند. این یافته نشان میدهد که چارچوبداشتن تمرین لزوماً مانع خلاقیت نیست. گاهی یک جملهٔ آغازین، یک موقعیت مشخص یا چند محدودیت ساده میتواند به نویسنده کمک کند ایدههایش را بهتر پرورش دهد. البته نتایج این مطالعه نیز به گروه مورد بررسی و شرایط اجرای پژوهش مربوط است و نباید آن را به همهٔ نویسندگان و همهٔ موقعیتهای نوشتن تعمیم داد. مشاهدهٔ پژوهش در وبسایت مجله
جمعبندی پژوهشها
این پژوهشها نشان میدهند که ادامهنویسی میتواند زمینهای برای تمرین مهارتهای نوشتاری، ساختن ایدهها، انتخاب مسیر روایت و پرورش داستان باشد. بااینحال، شواهد موجود برای این ادعا که ادامهنویسی بهتنهایی هوش یا توانایی عمومی مغز را افزایش میدهد، کافی نیست. در عمل، مهمترین فایدهٔ این تمرین آن است که نوشتن را از یک ایدهٔ مبهم به تجربهای ملموس تبدیل میکند: شروع میکنیم، پیش میرویم، با امکانهای تازه روبهرو میشویم و بهتدریج یاد میگیریم چگونه آنها را به روایت تبدیل کنیم.
روشهایی برای تمرین و ساختاردهی داستان
داستاننویسی مهارتی است که با تمرین مداوم سادهتر و روانتر میشود. برای شروع و ساختاردهی بهتر داستان، میتوان از روشهای زیر استفاده کرد.
۱. روش سهپردهای؛ شروع، میانه و پایان
شروع: شخصیت اصلی و موقعیت اولیه را معرفی کنید و یک چالش یا مسئله ایجاد کنید. میانه: شخصیت تلاش میکند بر چالش غلبه کند و موانع و تنشها بیشتر میشوند. پایان: مسئله حل میشود یا حلنشده باقی میماند و داستان به نتیجه میرسد. مثال: شروع: مردی در ایستگاه اتوبوس نشسته و به ساعتش نگاه میکند. میانه: اتوبوس دیر کرده و او نگران از دست دادن جلسهٔ مهمی است. پایان: اتوبوس میرسد، اما او تصمیم میگیرد تاکسی بگیرد و بهموقع به جلسه برسد.
۲. روش «اگر… پس…»؛ روند علت و معلولی
هر اتفاقی در داستان میتواند بر اتفاق بعدی تأثیر بگذارد. برای گسترش داستان، از خودتان بپرسید: «اگر این اتفاق بیفتد، پس چه اتفاقی ممکن است رخ دهد؟» مثال: اگر مرد اتوبوس را از دست بدهد، ممکن است به جلسهٔ مهم خود نرسد. اگر جلسه را از دست بدهد، شاید شغلش را از دست بدهد. به این ترتیب، یک اتفاق ساده میتواند به زنجیرهای از رویدادها تبدیل شود. البته مسیر داستان همیشه قطعی نیست؛ نویسنده میتواند از میان پیامدهای احتمالی، مسیری غیرمنتظره را انتخاب کند.
۳. روش پنج سؤال طلایی
با پاسخ دادن به پنج سؤال، میتوانید اسکلت اولیهٔ داستان خود را بسازید: چه کسی؟ شخصیت اصلی کیست؟ کجا؟ داستان کجا اتفاق میافتد؟ چه زمانی؟ زمان داستان چیست؟ چه چیزی؟ چه اتفاقی میافتد؟ چرا؟ دلیل اتفاق چیست؟ پاسخ به این سؤالها کمک میکند موقعیت داستان روشنتر شود و نویسنده بداند از کجا باید شروع کند.
۴. داستانکنویسی؛ داستانهای خیلی کوتاه
برای تمرین، لازم نیست همیشه داستانی طولانی بنویسید. گاهی یک یا دو جمله میتواند موقعیتی داستانی بسازد و ذهن خواننده را درگیر کند. مثال: «مردی در ایستگاه اتوبوس ساعتش را نگاه میکرد. اتوبوس هرگز نیامد.» این پایان، پرسشهایی در ذهن خواننده ایجاد میکند: چرا اتوبوس نیامد؟ مرد چه انتظاری داشت؟ بعد چه اتفاقی افتاد؟ شما میتوانید داستان را همینجا تمام کنید یا آن را ادامه دهید.
۵. روش نقشهٔ ذهنی (Mind Map)
در مرکز کاغذ، موضوع یا ایدهٔ اصلی داستان را بنویسید. سپس شاخههایی برای شخصیتها، مکان، زمان و اتفاقات بکشید. جزئیات هر شاخه را با نوشتن گسترش دهید. لازم نیست همهٔ ایدهها وارد داستان نهایی شوند؛ این نقشه به شما کمک میکند امکانهای مختلف را ببینید و از میان آنها انتخاب کنید.
۶. روش نوشتن آزاد (Free Writing)
تایمر را روی ۱۰ دقیقه تنظیم کنید. بدون توقف و بیش از حد فکر کردن بنویسید؛ هرچه به ذهنتان میرسد، روی کاغذ بیاورید. در این مرحله، لازم نیست نگران درستنویسی، ترتیب اتفاقها یا کیفیت جملهها باشید. پس از پایان زمان، نوشته را بخوانید و از میان ایدهها و جملههای آن، بخشهایی را که ارزش گسترش دارند انتخاب کنید.
تمرین داستاننویسی: روایت از زاویههای دید مختلف
هدف تمرین: تقویت مهارت روایت از دیدگاههای گوناگون و درک بهتر شخصیتها و فضای داستان. یک صحنهٔ ساده انتخاب کنید؛ برای مثال: «مردی در ایستگاه اتوبوس نشسته و به ساعتش نگاه میکند.» حالا همین صحنه را از چهار زاویهٔ دید مختلف بنویسید.
۱. اولشخص؛ از دید مرد: داستان را با صدای خود مرد و از جایگاه «من» روایت کنید. به افکار، احساسات و نگرانیهایش بپردازید.
۲. اولشخص؛ از دید یک ناظر یا رهگذر: این بار یک رهگذر یا حتی کودکی که از آنجا عبور میکند، راوی باشد. او مرد را چگونه میبیند؟ دربارهاش چه فکری میکند؟ چه چیزهایی را میداند و چه چیزهایی از نگاهش پنهان میماند؟
۳. سومشخص محدود: داستان را با ضمیر سومشخص روایت کنید، اما فقط به افکار و احساسات مرد دسترسی داشته باشید. خواننده میتواند از نگرانیهای او باخبر شود، ولی از ذهن دیگر شخصیتها خبر ندارد.
۴. سومشخص دانای کل: این بار راوی میتواند از افکار و احساسات شخصیتهای مختلف صحنه باخبر باشد؛ حتی اگر آنها از احساسات یکدیگر اطلاعی نداشته باشند.
پس از نوشتن روایت با من، تو، او از خودتان بپرسید: کدام زاویهٔ دید برای شما جذابتر بود؟ هر زاویهٔ دید چه جزئیاتی را آشکار یا پنهان کرد؟ آیا با تغییر راوی، برداشت شما از مرد و موقعیت او تغییر کرد؟ این تمرین کمک میکند هنگام نوشتن داستان، آگاهانهتر زاویهٔ دید مناسب را انتخاب کنید و شخصیتها را از منظرهای متفاوت ببینید.
یک تمرین دیگر: تصور کن…
برای ادامهنویسی، میتوانید جملهای ساده یا خیالانگیز انتخاب کنید و بدون اینکه از ابتدا پایان داستان را بدانید، نوشتن را آغاز کنید.
برای مثال: تصور کن که….
تصور کن که خودت پرندهای هستی! بال میزنی، از شهر دور میشوی، روی شاخهای مینشینی، میان ابرها پرواز میکنی یا به جایی میرسی که پیش از آن هرگز ندیدهای. چه میبینی؟ چه چیزی میترساندت؟ کجا احساس امنیت میکنی؟ آیا دوست داری تنها بمانی یا همراهی پیدا کنی؟ لازم نیست به همهٔ این سؤالها پاسخ بدهید. یکی را انتخاب کنید و بگذارید داستان از همانجا ادامه پیدا کند.
در ادامهنویسی، قرار نیست از همان جملهٔ اول داستانی بینقص بسازیم. قرار است نوشتن را آغاز کنیم، به ذهن فرصت حرکت بدهیم و ببینیم از دل یک جمله، چه جهانهایی میتوانند شکل بگیرند.
منابع پژوهشهای علمی
۱. Wu, W. & Qin, J. (2025). Creativity, Topic Familiarity, and L2 Performance in Story Continuation Writing Tasks. International Journal of Applied Linguistics, 35(3), 1572–1584. مشاهدهٔ مقاله
۲. Shah, C. et al. (2013). Neural Correlates of Creative Writing: An fMRI Study. Human Brain Mapping, 34(5), 1088–1101. مشاهدهٔ مقاله در PubMed
۳. Tian, W., Nasr, N. M., & Jamaludin, K. A. (2025). The Impact of Post-Reading Continuation Task Design on High School Students’ Creative Writing Skills. Journal of Pedagogical Research, 9(4), 225–240. مشاهدهٔ مقاله