• maryamsoleymani170@yahoo.com

جادوگر کوچک

  • خانه
  • >
  • نوشته‌ها
  • >
  • نوشته‌ها
  • >
  • داستان
  • >
  • داستان کوتاه_داستانک
  • >
  • جادوگر کوچک
17 اکتبر 2024
355
مریم سلیمانی
داستان کوتاه_داستانک
0

پسری که همیشه دوست داشت جادوگر شود، یک چوب دستی کوچک شبیه به چوب جادوگران در دستش بود. هربار وردی میخاند. چوب را تکان می‌داد. اما هیچی رخ نمی‌‌داد. روزی پیش دوستش که دختری با اعتماد به نفس بود، رفت. درد دل کرد. با ناراحتی چوب دستی‌اش را پرت کرد و گفت: من هیچ وقت جادوگر نمیشم. دخترک دوید و چوب دستی را برایش آورد. گفت:  پدرم به من گفته هیچ وقت نباید دست از آرزوهامون بکشیم. این چوب دستی را نگهدار. به نظرم تو روزی جادوگری قوی میشی. پسرک چوب دستی را دوباره در دست گرفت.
در یک روز ابری هوا سیاه شده بود. تاریکی هر لحظه بیشتر می‌شد. آنها در دل جنگل بودند. احساس خطر کردند. برای برگشت به خانه راه را نمی‌دیدند. در جنگل گم شده بودند. پسرک با اعتماد به نفس و باور قلبی وردی خاند. چوب دستی را تکان داد. چوب دستی کار کرد. جنگل روشن شد. راه برگشت به خانه روبه‌روی آنها باز شد.
دخترک گفت: این همان جادوی باور است.

مریم سلیمانی
داستانک ( کودکان)

برچسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    آخرین دیدگاه‌ها

    1. مریم سلیمانی در وجدان چیست؟
    2. گلی موعودی در وجدان چیست؟
    3. مریم سلیمانی در در سوگ خواهر/شریک خاطرات کودکی
    4. مریم سلیمانی در در سوگ خواهر/شریک خاطرات کودکی
    5. نسیم وثوقی در در سوگ خواهر/شریک خاطرات کودکی

    نوشته‌های تازه

    • ای عزیزِ دور از چشم،
    • «زندگی خوب با روابط خوب ساخته می‌شود.»
    • هستی شناسی شعر – میرزا آقا عسگری (مانی)
    • در جهانی که با دور تند می‌گذرد
    • یادگیری در زمان جنگ

    دسته‌ها

نوشتن و مطالعه آگاهانه

در این سایت، مجموعه‌ای از آموزش‌های نوشتن، روانشناسی، داستان کوتاه، مقاله، خاطره و شعر و آموخته‌های من در زندگی را خواهید خواند. هر مطلب در اینجا برای رشد فکری و آگاهی در این چند دهه زیستِ تمام شونده است.

ای عزیزِ دور از چشم،
  • 21 , جولای , 2026
«زندگی خوب با روابط خوب ساخته می‌شود.»
  • 20 , جولای , 2026

  • درباره من
  • درباره من