maryamsoleymani170@yahoo.com
داستان کوتاه
خانه
>
داستان کوتاه
مریم سلیمانی
1 اکتبر 2024
0
واقعیت تلخ
محمود: بابک اومدی. بابک...
مریم سلیمانی
5 سپتامبر 2024
0
چطور میشود مسیری چهل دقبقهای را در ده دقیقه طی کرد؟
یادم میآیدفصل پاییز بود....
مریم سلیمانی
3 سپتامبر 2024
0
خوشبختی یعنی ادامه خواستن چیزی که داریمش
مشغول آبیاری باغچه جلوی خانه...
مریم سلیمانی
23 آگوست 2024
0
اول به عیبهای خودت فکر کن
خسرو در یک خانواده پرجمعیت...
مریم سلیمانی
6 آگوست 2024
0
مهمان پر روزی
نور آفتاب باعث درخشش چیزی روی...
مریم سلیمانی
5 آگوست 2024
0
جنگ درون
به دود سیگارش نگاه کرد....
مریم سلیمانی
3 آگوست 2024
0
تقدیر
دست دخترش در دستش بود. من...
مریم سلیمانی
17 جولای 2024
2
آرزو و مرغ آمین
در حال آرزو کردن بود که مرغ...
مریم سلیمانی
2 جولای 2024
0
قهوهچی
از وقتی بیکار شد بیشتر در...
مریم سلیمانی
14 ژوئن 2024
0
دنیای داستانها
از صدای قیژ قیژِ باز و بسته...
مریم سلیمانی
13 ژوئن 2024
0
روزهای پیشبینی نشده
او در آزمون سراسری دانشگاه...
مریم سلیمانی
3 ژوئن 2024
0
خاطرات دوران جنگ تحمیلی_ پناهگاه
صدای انفجار مهیبی آمد. برق ها...
مریم سلیمانی
22 می 2024
0
شروع دوباره من
او بعداز یک سوگواری طولانی از...
مریم سلیمانی
17 می 2024
0
آرزوهای خودت را زندگی کن
بعداز ظهر که از سرکار به...
مریم سلیمانی
14 می 2024
0
“زبان سرخ سرسبز میدهد بر باد”
در نوجوانی پراز شور و هیجان و...
« قبلی
1
2
درباره من