یک لحظه، فقط در یک لحظه، تابآوریت تمام میشود.
ابتدا ادای آدمِ متحمل را درمیآوری.
ولی کمکم اخمهایت درهم میروند. غرزدنها آغاز میشود. شَمّهی بدبینیات به کار میافتد و تو را به سوی تمام شدن میبرد.
در آن لحظه، بردباریات به پایان میرسد.
این میتواند فقط احساسِ همان لحظه باشد. باید بگذرد.
اگر نگذرد، با تو خواهد ماند.
تو را میجَوَد.
میکاهد.
کم و کمتر میکند.
تا یک روز تمام میشوی.
مریم سلیمانی