• maryamsoleymani170@yahoo.com

دوازده ضربه

  • خانه
  • >
  • نوشته‌ها
  • >
  • نوشته‌ها
  • >
  • داستان
  • >
  • داستان کوتاه_داستانک
  • >
  • دوازده ضربه
11 جولای 2026
10
مریم سلیمانی
داستان کوتاه_داستانک
0

دوازده ضربه
آرام‌آرام با عصایش خود را به صندلی کنار پنجره رساند. این گوشه از خانه، به اندازهٔ تمام خانه می‌ارزید. بخار کتری گاه کوتاه و گاه بلند می‌شد و در هوا پراکنده می‌گشت. صدای ویزویزِ جوش‌های ریز آبِ کتری، قهوه‌جوشی کج و کوله‌ای که همیشه روی گاز بود. مگس‌های دور شیرینی، قلاب‌بافیِ دور رومیزیِ سرخ و قابِ خاک‌گرفته‌ای که عکسی دونفره را در خود جا داده بود، سکوت خانه را پر کرده بودند. صندلی از یک طرف فرو رفته بود.
ساعت دیواری دوازده ضربه نواخت.
آرام، با قدم‌های کوتاه، خود را به درِ ورودی رساند. در را باز کرد. گربه‌ای با موهای طلایی پشت در ایستاده بود و میوی ریزی کرد. برگی تلوتلوخوران بر زمین افتاد. ماشین همسایه، مثل همیشه خراب شده بود و مرد همسایه تا کمر در کاپوت ماشین فرو رفته بود. رهگذران، تک‌وتوک از دور پیدا بودند؛ و اویی که هر روز، رأس ساعت دوازده ظهر، در را می‌گشود، بی‌آنکه کسی پشت در باشد.

مریم سلیمانی

برچسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    آخرین دیدگاه‌ها

    1. مریم سلیمانی در وجدان چیست؟
    2. گلی موعودی در وجدان چیست؟
    3. مریم سلیمانی در در سوگ خواهر/شریک خاطرات کودکی
    4. مریم سلیمانی در در سوگ خواهر/شریک خاطرات کودکی
    5. نسیم وثوقی در در سوگ خواهر/شریک خاطرات کودکی

    نوشته‌های تازه

    • دوازده ضربه
    • در تبِ «سیلو»
    • «عقل سرخ» سهروردی
    • «دلمردگیِ یک پارک»
    • معرفی انیمیشن «زندگی باشکوه» (A Magnificent Life)؛ نگاهی به زندگی مارسل پاگنول

    دسته‌ها

نوشتن و مطالعه آگاهانه

در این سایت، مجموعه‌ای از آموزش‌های نوشتن، روانشناسی، داستان کوتاه، مقاله، خاطره و شعر و آموخته‌های من در زندگی را خواهید خواند. هر مطلب در اینجا برای رشد فکری و آگاهی در این چند دهه زیستِ تمام شونده است.

  • درباره من
  • درباره من

دوازده ضربه
  • 11 , جولای , 2026
در تبِ «سیلو»
  • 11 , جولای , 2026

  • درباره من
  • درباره من