• maryamsoleymani170@yahoo.com

خدای فرعون

  • خانه
  • >
  • نوشته‌ها
  • >
  • نوشته‌ها
  • >
  • داستان
  • >
  • داستان کوتاه_داستانک
  • >
  • خدای فرعون
14 آوریل 2025
525
مریم سلیمانی
داستان کوتاه_داستانک
0

 

فقر و نداری، هر لحظه او را بیشتر در خود مچاله می‌کرد. معاشرتش، هر روز تنگ‌تر از اوضاع مالی‌اش می‌شد.
از دراز کردن دست نزد دیگران بیزار بود. بارها و بارها از خدای خود بی‌نیازی خواسته بود.
اما آن روز، فرق داشت. زمین‌گیر شد، بی‌هیچ توانی برای خرید حتی یک لقمه نان.
دلش شکست. بغضش راه گلویش را بسته بود.
به آسمان نگاه نکرد؛ فقط به زمین چشم دوخت.
و با صدایی که از تهِ جانش می‌آمد، فریاد زد:
«ای خدای فرعون… مرا دریاب!»

 

مریم سلیمانی

#داستانک

برچسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    آخرین دیدگاه‌ها

    1. مریم سلیمانی در وجدان چیست؟
    2. گلی موعودی در وجدان چیست؟
    3. مریم سلیمانی در در سوگ خواهر/شریک خاطرات کودکی
    4. مریم سلیمانی در در سوگ خواهر/شریک خاطرات کودکی
    5. نسیم وثوقی در در سوگ خواهر/شریک خاطرات کودکی

    نوشته‌های تازه

    • آیا باید به سرنوشت باور داشت؟
    • تصور زنانگی: دوگانگی و فراتر از آن
    • وقتی کتاب‌فروشی، کافی‌شاپ می‌شود
    • دلتنگی چهار دیواری/مستند کوهستان
    • کراتوس؛ قدرت در اساطیر یونان

    دسته‌ها

نوشتن و مطالعه آگاهانه

در این سایت، مجموعه‌ای از آموزش‌های نوشتن، روانشناسی، داستان کوتاه، مقاله، خاطره و شعر و آموخته‌های من در زندگی را خواهید خواند. هر مطلب در اینجا برای رشد فکری و آگاهی در این چند دهه زیستِ تمام شونده است.

آیا باید به سرنوشت باور داشت؟
  • 24 , آگوست , 2026
تصور زنانگی: دوگانگی و فراتر از آن
  • 23 , آگوست , 2026

  • درباره من
  • درباره من