کلاغ
شعری از ریموند کارور
ریموند کارور (۱۹۳۸–۱۹۸۸)، شاعر و داستاننویس آمریکایی، از چهرههای مهم ادبیات داستانی کوتاه در قرن بیستم بود. او به زبان ساده، جزئیات روزمره و لحظههای معمولی زندگی توجه ویژهای داشت و در کنار داستان، شعر هم مینوشت.
کلاغ من
کلاغی به درخت کنار پنجرهام پرید.
این کلاغ تا دیروز یا کلاغ گالی نبود، یا کلاغ فراست، پاسترناک یا لورکا.
یا یکی از کلاغهای هومر که بعد از نبرد پر از خون شده بود.
این فقط یک کلاغ بود که در طول زندگیاش هیچوقت در هیچ جایی جا نیفتاد، یا هیچ کار قابل ذکری نکرد.
چند دقیقهای همانجا روی شاخه نشست.
سپس برداشت و به زیبایی از زندگی من پرواز کرد.
نظر من
آنچه در این شعر برای من جذاب است، سادگی آن است. شاید خیلیها بارها کلاغی را روی شاخهای دیده باشند و بیتفاوت از کنارش گذشته باشند؛ اما دیگران میبینند، کارور نگاه کرده است.
همین نگاه کردن، یک اتفاق ساده و روزمره را به شعر تبدیل کرده است. شاید برای دیدن زیباییهای زندگی، همیشه لازم نباشد دنبال اتفاقهای بزرگ باشیم؛ گاهی کافی است به همان چیزهای کوچکی که هر روز از کنارشان میگذریم، واقعاً نگاه کنیم.
من با دیدن همین مناظر و شنیدن صدای کلاغ بارها و بارها جان دوباره گرفتهام.
مریم سلیمانی
