
نام من سرخ کتابی است که سال 1998 توسط اورهان پاموک نوشته شد. این کتاب که درونمایهای مربوط به ایران نیز دارد، به عنوان یکی از مهمترین رمانهای خاورمیانه شناخته میشود و طرفداران بسیار در سراسر جهان دارد.
Orhan Pamuk (اورهان پاموک) در ۷ ژوئن ۱۹۵۲ در استانبول به دنیا آمد. این نویسندهی ترک در سال ۲۰۰۶ برندهی جایزهی نوبل ادبیات شد که یکی از معتبرترین جوایز ادبی جهان است. آثار او به بیش از ۶۰ زبان ترجمه شده و در بسیاری از کشورهای جهان منتشر شدهاند. پاموک اولین نویسندهی ترک است که این جایزه را دریافت کرده است و پیش از او از کشورهای منطقه، نجيب محفوظ نویسندهی مصری برندهی جایزه نوبل ادبیات بوده است.
روایت و ساختار
این رمان دارای چندین راوی – انسانی و غیرانسانی – از جمله قاتل، جسد و حتی خود رنگها است. این سبک چندصدایی، هم تنوع صداهای هنری و هم بحثهای کلامی بر سر تصویرسازی در هنر اسلامی را منعکس میکند. ساختار پازلمانند روایت، خوانندگان را به بررسی ادراک، حقیقت و نویسندگی دعوت میکند.
مضامین و نمادگرایی
نام من سرخ، تنش بین سنتهای هنری شرق و غرب را در زمانی بررسی میکند که مینیاتوریستهای عثمانی با رئالیسم رنسانس اروپایی روبرو بودند. مضامین عشق، مرگ و میر، بینش الهی و مبارزه بین فردیت و وظیفه جمعی در داستان نفوذ کرده و منعکسکننده تغییرات فرهنگی گستردهتر در امپراتوری است.
• در نام من سرخ است،
سرخ خودش را معرفی میکند:
میگوید از گیاه میآید،
از حشره،
از رنجِ لهشدن، جوشیدن، صبر و زمان.
و بعد، تازه مسئلهی اصلی را رو میکند:
اینکه سرخ باید یکی باشد، اما در نگاهها یکی نیست.
پاموک نشان میدهد:
در طبیعت، سرخ سرخ است؛ بیادعا، بیامضا
اما در نگاه انسان، سرخ تکهتکه میشود
سرخِ عشق
سرخِ خون
سرخِ گناه
سرخِ قدرت
سرخِ شهادت
اختلاف، نه در رنگ،
بلکه در نگاه است.
و این دقیقاً همانجاست که رمان از تاریخ هنر عبور میکند و به فلسفه میرسد:
آیا حقیقت، آن چیزیست که هست
یا آن چیزی که ما میبینیم؟
پاموک با زبان سرخ میگوید:
من یکیام،
اما شما مرا چندتا کردهاید.
اما انسانها روایتهای متضاد از او ساختهاند.
این نویسنده از زبان یک رنگ صحبت میکند.
رنگ گلی سرخ تا لکه خونی بر لباس از نظر من متفاوت است.
از نگاه فلسفه سرخ هم متفاوت میشود و گاه یک رنگ واحد است. با نگاه متفاوت آدمها.
از نگاه من، خون در رگهای آدمها متفاوت است. مثلن رنگ خون شخصی پلید با رنگ خون شخصی خالص و ناب فرق دارد. بعضی خون ها سیاهند. سیاه.این نگاه ژرف من به ذات و کردار آدمها است که حتی در لایههای وجودی انسان تاثیر میگذارد.
*بخشی از کتاب
《از سرخ بودن خود بسیار راضی و خرسندم و احساس رضایت و قدرت میکنم، مثل آتش گرم و سوزانم، مردم بیاختیار به من توجه میکنند. ظریف و شکننده نیستم، چون باید قوی و مقتدر باشم، به قدرت خود واقفم و از تنهایی، تاریکی و در سایه ماندن هراسی ندارم. اگر نقطه کوچکی توی سطحی بزرگ باشم، انکار وجودم تمام آن فضا را پوشانده، حتی در بومی کوچک آتشی به پا میکنم، طوری که چشمها خیره میشوند، ابروها درهم کشیده و قلبها به تپش میافتند.
نگاه کنید چقدر زنده و سرزنده بودن شگفتانگیز است. زندگی یعنی همین طراوت، کشش و زیبایی که در من «رنگ سرخ هستم» وجود دارد. برای همین من همهجا حضور دارم، چون زندگی با من آغاز و یا با من به پایان میرسد.
آیا مایل هستید بدانید که رنگ سرخ باشکوهی مثل من چطور درست میشود؟ حشره قرمزرنگ ریزی است که در گرمترین نقطه حاره جنگلهای هندوستان زندگی میکند. این حشرهها را جمع میکنند و برابر آفتاب میگذارند، خوب که گرم شدند، توی هاون میریزند و با دسته هاون آن را میکوبند و بهصورت پودر درمیآورند.
بعد به میزان معینی پودر پیاز و روناس به آن اضافه میکنند و بار دیگر آن را در هاون میکوبند. سپس آن را توی دیگی میریزند و روی اجاق میگذارند. به اندازه زمانی که برای خوردن یک فنجان قهوه لازم است، آن را هم میزنند و آرامآرام توی دیگ آب میریزند. وقتی خوب قوام آمد، زیر دیگ را خاموش میکنند. من هم آماده تولد میشوم》
هرچیزی در زندگی بسته به نگاه ما معنا می.گیرد معنای پوچی یا معنای زندگی هرچیزی میتواند ساده یا پیچیده به نطر بیاید. البته از نظر من همه چیز در این دنیا ساده ولی در عمق و کارکرد یچیده است از رنگ تا انسان.
نوع نگاه و قلم نویسنده پاموک برایم زیباست.
مریم سلیمانی