نوستالژی در عصر مدرن
یه عکسی از چند تا بچه توی اینستاگرام دیدم که با چادر، توی اتاق برای خودشون خونه ساخته بودن، میخندیدن و هندونه میخوردن. کپشنش نوشته بود:
«مگه بچگی چش بود که دوست داشتیم بزرگ بشیم؟»
یاد بچگی خودم افتادم. یه تخت چوبی گوشهی حیاطمون داشتیم، کنار باغچهای که باباعلی با عشق بهش میرسید. بعضی عصرها که دوستام میاومدن خونهمون، میرفتیم توی حیاط و بازی میکردیم. از مامانم یه چادر میگرفتم، چند تا بالش و یه قالیچه هم میذاشتیم روی تخت و برای خودمون خونه درست میکردیم. خوراکیهامون رو هم میبردیم توی همون خونهی چادری و همونجا میخوردیم.
انگار واقعاً خونهی خودمون بود.
بچگی شاید یه جور نفهمیِ دوستداشتنی باشه. آدم خیلی چیزها رو نمیفهمه، خیلی از دردهای دنیا رو هنوز نمیشناسه. اگه هم یه چیزی ناراحتش کنه، زود از روش رد میشه.
شاید برای همینه که بچگی خوبه؛ چون هنوز همهی دنیا رو با این همه پیچیدگی و دردش نمیفهمیم.
ولی خب، این روزها دیگه این حرف برای همهی بچهها صدق نمیکنه. این همه بچه توی شهرهای محروم داریم که خیلی زود بزرگ شدن و اصلاً فرصت نکردن بچگی کنن. بچههای کاری که ازشون سوءاستفاده میشه، بچههایی که از همون اول خیلی چیزها رو میفهمن؛ چیزهایی که شاید اصلاً نباید میفهمیدن.
من اما این شانس رو داشتم که بچگی کنم.
هیچی نمیفهمیدم! یا واقعاً پدر و مادر خوبی داشتم که دنیا رو برام جای امنی کرده بودن، یا واقعاً خودم خیلی نفهم بودم و همهچی رو خوب میدیدم! هرچی بود، من بچگی کردم.
راستی، اگر توی خانوادهتون بچهای هست، پیشنهاد میکنم یک بار هم که شده باهاش همبازی بشید. یه چادر یا ملافه بردارید، بندازید روی مبلها یا گوشهی حیاط و برای خودتون یه قلعه یا خونه درست کنید. چند تا بالش و یه قالیچه بندازید و خوراکیهاتون رو هم ببرید توی خونهی کوچکتون.
فکر نکنید این بازیها فقط مال بچههای نسل ما بوده. این روزها حتی چادرهای آماده برای کودکان، با طرح و رنگهای متنوع و پنجره، توی بازار موجوده. اما با همهی اینها، بچههای امروز هم هنوز از ساختن یه خونهی کوچیک برای خودشون لذت میبرن.من خودم این کار رو برای بچهها انجام دادم و دیدم چقدر از ساختن این خونهی کوچیک ذوق میکنن. برای بچه، همین چیزهای ساده میتونه تبدیل بشه به یه دنیای واقعی؛ جایی که خودش ساخته و مال خودشه
گاهی لازم نیست برای خوشحال کردن بچهها چیز زیادی بخریم. کافیه کمی وقت بذاریم و دوباره، برای چند دقیقه، بچه بشیم.
این روزها پدر و مادرها کمتر با کودکان بازی میکنن و برای سرگرم کردنشون گوشی یا تبلت به دستشون میدن. شاید بد نباشه گاهی گوشیها رو کنار بذاریم و به جای خریدن وسیلهای تازه، با همون چیزهای سادهای که توی خونه داریم، برای بچههامون یه دنیای کوچیک بسازیم.
همهچی همین نیست که میبینید؛ پیچیدهتر از این حرفهاست. ولی بیایید وارد بحث روانشناسی نشیم و همهچی رو خراب نکنیم.
بذارین خاطرات خوش کودکی، همونطور که بودن، مال خودمون بمونن.
مریم سلیمانی
