🌟 نقلقولهای Caroline Norton
1. «رنج یک زن هرگز کامل شناخته نمیشود، زیرا افشای بیعدالتیها به او به عنوان رسوایی نسبت داده میشود.»
2. «من برای حقوقم درخواست نمیکنم؛ من هیچ حقی ندارم، فقط ستمها دارم.»
3. «تا زمانی که واقعا عشق نورزیدم، تنها بودم.»
4. «از میان تمام شادیهایی که زمین رنجکشیده را روشن میکنند، چه شادیای بهتر از خوشامد به یک کودک تازهبهدنیاآمده است؟»
5. «چشمان کودک، آن چاههای زلالِ اندیشهٔ پاک — چه چیزی برتر از این میتواند باشد؟»
6. «گوش به صداهایی دادهام که در روزگار گذشته میشنیدم.»
7. «یک سرباز لشکر در الجزایر در حال مردن بود، نبود مراقبت زنانه، نبود اشکهای زنانه…»
8. «کسانی که به مخلوقات خدا خدمت میکنند، به بهترین شکل به خدا خدمت میکنند.»
9. «ای غروب! ای روحی که تولد میبخشی به افسونهای مبهم…»
10. «زمان پیر، که همه چیز را زیر و رو میکند، آدمیان را آهسته برای گور آماده میسازد.»
11. «خدا همهٔ لذتها را بیگناه آفرید.»
12. «هر شاعری امیدوار است که زمانهای بعد از او، ارزشی برای سرودهٔ او قائل شوند.»
13. «در دعا، چه صمیمی؛ در شادی، چه درخشان؛ در همدلی، چه مهربان!»14. «ما در آفتاب و سایه با هم دوست بودیم.»
15. «یک بار دیگر، چنگم! یک بار دیگر، اگرچه فکر میکردم دیگر هیچگاه تارهای ساکتت را نخواهم نواخت…»
مریم سلیمانی