
آنی ارنو (Annie Ernaux) نویسندهی فرانسوی و برندهی جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۲ است؛ نویسندهای که مرز میان زندگی شخصی و تاریخ جمعی را از میان برداشته و نوشتن را به شکلی از شهادت اجتماعی بدل کرده است.
او در سال ۱۹۴۰ در نورماندی فرانسه، در خانوادهای کارگر و کاسبپیشه به دنیا آمد و بعدها نخستین فرد خانوادهاش بود که به دانشگاه راه یافت. این جابهجایی طبقاتی، تجربهای که خود آن را «مهاجرت درونی» مینامد، به محور اصلی بسیاری از آثارش تبدیل شد.
موضوعات محوری آثار او شامل:
بدن زن و اختیار بر آن
سقط جنین، تجاوز و تجربهی جنسی
شرم و خشونت طبقاتی
حافظه، فراموشی و تاریخ معاصر فرانسه
از مهمترین آثار او میتوان به: «رویداد»، «سالها»، «داستان یک دختر» و «یک اشتیاق ساده» اشاره کرد.
ارنو بارها تأکید کرده است که نوشتن برای او نه درمان شخصی، بلکه کنشی سیاسی و اخلاقی است. جملهای که در ۲۲ سالگی در دفترچهاش نوشت، هنوز جوهرهی کار اوست:
«مینویسم تا انتقام مردمم را بگیرم.»
ارنو با زبانی ساده، موجز و بیپیرایه مینویسد؛ سبکی آگاهانه که بهقصد حذف زیباسازی و قضاوت، و برای نزدیک شدن به حقیقتِ زیسته انتخاب شده است. آثار او اغلب بر پایهی تجربههای شخصی نوشته شدهاند، اما هدفش روایت «منِ فردی» نیست، بلکه ثبت حافظهی جمعی زنها، طبقهی کارگر و نسلی است که در سکوت زیستهاند.
موضوعات محوری آثار او شامل:
بدن زن و اختیار بر آن
سقط جنین، تجاوز و تجربهی جنسی
شرم و خشونت طبقاتی
حافظه، فراموشی و تاریخ معاصر فرانسه
از مهمترین آثار او میتوان به: «رویداد»، «سالها»، «داستان یک دختر» و «یک اشتیاق ساده» اشاره کرد.
ارنو بارها تأکید کرده است که نوشتن برای او نه درمان شخصی، بلکه کنشی سیاسی و اخلاقی است. جملهای که در ۲۲ سالگی در دفترچهاش نوشت، هنوز جوهرهی کار اوست:
«مینویسم تا انتقام مردمم را بگیرم.»
آنی ارنو؛ نوشتن بهمثابه شهادت
«مینویسم تا انتقام مردمم را بگیرم»
آنی ارنو، برنده نوبل ادبیات، از تجربهای مینویسد که نزدیک بود جانش را بگیرد:
سقط جنین زیرزمینی در فرانسهی سال ۱۹۶۳، زمانی که سقط جنین جرم بود و سکوت، قانون نانوشتهی بدن زن.
او ۲۳ ساله بود؛ دختری از خانوادهای کارگر که به دانشگاه راه یافته بود و رؤیای نویسندگی داشت. بارداری ناخواسته برایش نه فقط تهدید جان، که نشانهی «سقوط اجتماعی» بود. انتخابها محدود بودند: یا مرگ، یا زندان.
ارنو در کتاب «رویداد» این تجربه را با زبانی سرد، ساده و بیپرده روایت میکند؛ زبانی که از جزئیات نمیگریزد، چون به باور او «جزئیات، تاریخ را نجات میدهند».
او مینویسد تا آنچه در سکوت اتفاق افتاده، فراموش نشود.
«بدترین خشونتی بود که میشد به یک زن تحمیل کرد.
چطور اجازه دادیم زنان این رنج را از سر بگذرانند؟»
برای ارنو، نوشتن فقط اعتراف شخصی نیست؛
او نوشتن را عملی سیاسی و تاریخی میداند.
شهادت دادن به جای آن زنانی که نامی ندارند و بسیاریشان در سقطهای غیرقانونی جان دادند.
امروز، «رویداد» در برنامه درسی مدارس فرانسه است و از آن فیلمی تحسینشده ساخته شده.
فرانسه حق سقط جنین امن را در قانون اساسی ثبت کرده، اما ارنو هشدار میدهد:
این حق، همیشگی نیست.
او میگوید:
«این یک آزادی بنیادین است:
اختیار بدن، یعنی اختیار سرنوشت.»
آنی ارنو در تمام آثارش به سراغ تجربههایی میرود که بسیاری زیستهاند اما جرأت گفتنش را نداشتهاند:
سقط جنین، تجاوز، شرم طبقاتی، حافظهی جمعی، بدن زن.
و همان جملهی جوانیاش، هنوز قطبنمای نوشتن اوست:
«مینویسم تا انتقام مردمم را بگیرم.»
در ایران،هم زنان حق سقط جنین به اختیار خود را ندارند؛
نه بهدلیل فقر، نه بهدلیل نداشتن آمادگی روانی و اقتصادی برای پرورش کودک، نه بهدلیل بارداری ناخواسته،
نه بهدلیل احتمال تولد فرزندی با معلولیت، و نه به هزاران دلیل انسانی که تنها یک زن میداند و با بدن و زندگیاش حمل میکند.
اما در همین نظام حقوقی، پدر میتواند فرزند خود را بکشد
و از قصاص معاف شود.
این نه تناقض، که مغایرتی وقیح با انسانیت است؛
جایی که اختیار بدن از زن گرفته میشود
اما اختیار مرگ به مرد داده میشود.
مریم سلیمانی