نوازش یک ضرورت است. ابراز علاقه، نوازش کلامی است. نوازش تنها در لمس فیزیکی خلاصه نمیشود؛ گاهی یک کلام محبتآمیز، نوازشی برای روح است. امروزه آدمها از نوازشهای کلامی نسبت به هم میپرهیزند. دیده شدن هم نوعی نوازش محسوب میشود. حتی انتقاد نیز نوازش منفی به شمار میآید. برخی از رواندرمانگرها دریافت نوازش منفی را مفیدتر از نداشتن هیچ نوع نوازشی میدانند. زیرا وقتی از کسی انتقاد میکنید، یعنی او دیده شده است. اما اگر هیچ واکنشی دریافت نکند، حس دیده نشدن در او شکل میگیرد و این حس، به تدریج به پوچی میانجامد.
تحلیل رفتار متقابل و نقش نوازش در روابط
این مفهوم ریشه در نظریه تحلیل رفتار متقابل (Transactional Analysis) دارد که توسط دکتر اریک برن (Eric Berne) در دهه ۱۹۵۰ مطرح شد. این نظریه میگوید که انسانها از همان کودکی برای بقا و سلامت روانی خود به نوازش نیاز دارند. نوازش میتواند بهصورت مثبت (محبت، تأیید، قدردانی) یا منفی (انتقاد، بیتوجهی طعنهآمیز) باشد. اما نکته مهم این است که حتی نوازش منفی نیز بهتر از نبود نوازش است، زیرا انسان ذاتاً نیاز دارد که دیده شود. برن معتقد بود اگر فردی هیچ نوع نوازشی دریافت نکند، به تدریج دچار حس نادیده گرفته شدن و پوچی میشود. این همان دلیلی است که باعث میشود برخی افراد حتی به دنبال دریافت توجه منفی باشند، زیرا دیده شدن – حتی از طریق انتقاد – برایشان بهتر از نادیده گرفته شدن است.
چرا نوازشهای کلامی اهمیت دارند؟
بر اساس نظریه تحلیل رفتار متقابل، هر نوع توجهی، حتی اگر منفی باشد، بهتر از بیتوجهی است. انسان ذاتاً نیازمند دیده شدن است و اگر این نیاز برآورده نشود، احساس پوچی و بیارزشی در او شکل میگیرد. نوازشهای کلامی همانند آبی بر تشنگی روح هستند. یک جمله محبتآمیز، یک تحسین صمیمانه، حتی یک نگاه پرمهر، میتواند روز کسی را روشن کند.
در دنیای پرمشغله امروز که آدمها کمتر برای یکدیگر وقت میگذارند، شاید زمان آن رسیده که با نوازشهای کلامی به یکدیگر یادآوری کنیم که دیده میشوند، ارزشمندند و حضورشان مهم است. بیایید بیشتر از قبل با کلام و رفتارمان به یکدیگر مهر بورزیم، زیرا کوچکترین نوازش میتواند جانِ یک روح خسته را تازه کند.
مریم سلیمانی
دکتر علی بابایی زاد