نقل قول های فریدا کالو
نقاشی زندگی من را کامل کرد. ”
– فریدا کالو
تنها چیزی که میدانم این است که نقاشی میکنم چون نیاز دارم، و هر چه از ذهنم میگذرد را بدون هیچ ملاحظهی دیگری نقاشی میکنم.
/ فریدا کالو
دو تصادف بزرگ در زندگی من رخ داده است. یکی تصادف با تراموا و دیگری تصادف با دیهگو بود. دیهگو با اختلاف بدترین تصادف بود.
– فریدا کالو
ای پاها، وقتی بال برای پرواز دارم، چه نیازی به تو دارم؟
– فریدا کالو
من پرترهام را برایت به جا میگذارم تا در تمام روزها و شبهایی که از تو دورم، حضور مرا داشته باشی.
/ فریدا کالو
من تو را بیشتر از پوست خودم دوست دارم. ”
– فریدا کالو
مهمترین قسمت بدن مغز است. از بین صورتم، ابروها و چشمها را دوست دارم.
– فریدا کالو
من از خودم پرتره میکشم چون اغلب تنها هستم، چون من کسی هستم که خودم بهتر از همه میشناسم.
/ فریدا کالو
سعی کردم غمهایم را غرق کنم، اما حرامزادهها شنا کردن را یاد گرفتند و حالا غرق در این احساس خوب و شایسته هستم.
/ فریدا کالو
امیدوارم رفتن شادیآور باشد و امیدوارم هرگز برنگردم.
/ فریدا کالو
هیچ چیز ارزشمندتر از خنده نیست. خندیدن و رها کردن خود، سبک بودن، قدرت است. تراژدی مسخرهترین چیز است.
– فریدا کالو
«قبلاً فکر میکردم عجیبترین آدم دنیا هستم، اما بعد فکر کردم آدمهای زیادی در دنیا هستند، حتماً کسی درست مثل من هست که احساس عجیب و نقصهایی مثل من دارد. او را تصور میکردم، و تصور میکردم که حتماً او هم آنجاست و به من فکر میکند. خب، امیدوارم اگر شما آنجا هستید و این را میخوانید و این را میدانید، بله، درست است که من اینجا هستم، و من هم به اندازه شما عجیب هستم.»
– فریدا کالو
نقاشی من پیام درد را با خود دارد.
/ فریدا کالو
من گلها را نقاشی میکنم تا نمیرند.
/ فریدا کالو
نقاشی کردن فوقالعادهترین کاری است که وجود دارد، اما خوب انجام دادنش خیلی سخت است.
/ فریدا کالو
در نهایت، ما میتوانیم خیلی بیشتر از آنچه فکر میکنیم تحمل کنیم.
/ فریدا کالو
هیچ چیز مطلق نیست. همه چیز تغییر میکند، همه چیز حرکت میکند، همه چیز میچرخد، همه چیز پرواز میکند و میرود.
– فریدا کالو
فکر میکنم کمکم میتوانم مشکلاتم را حل کنم و زنده بمانم.
/ فریدا کالو
هیچ چیز ارزشمندتر از خنده نیست. خندیدن و رها کردن خود، سبک بودن، قدرت است.
– فریدا کالو
تو لایق معشوقی هستی که دروغها را از تو بگیرد و برایت امید، قهوه و شعر بیاورد.
/ فریدا کالو
من کودکی بودم که در دنیایی از رنگها زندگی میکردم.
/ فریدا کالو
تنها چیزی که میدانم این است که نقاشی میکنم چون نیاز دارم.
/ فریدا کالو
من واقعاً نمیدانم که نقاشیهایم سورئال هستند یا نه، اما میدانم که آنها صریحترین بیان از خودم را نشان میدهند.
/ فریدا کالو
هر چیزی میتواند زیبایی داشته باشد، حتی بدترین چیزهای وحشتناک.
/ فریدا کالو
من بیمار نیستم. من شکستهام. اما تا زمانی که میتوانم نقاشی کنم، از زنده بودن خوشحالم.
– فریدا کالو
شورش علیه هر چیزی که تو را به زنجیر میکشد.
/ فریدا کالو
من رویاها یا کابوسها را نقاشی نمیکنم. من واقعیت خودم را نقاشی میکنم.
– فریدا کالو
میخواهم درون تاریکترین همه چیز تو باشم.
/ فریدا کالو
ارزش ندارد که این دنیا را ترک کنیم بدون اینکه کمی از زندگی لذت برده باشیم.
/ فریدا کالو
من نوشیدم تا غمهایم را غرق کنم، اما آن چیزهای لعنتی یاد گرفتند که چگونه شنا کنند. و حالا من غرق در این احساس خوب و شایسته هستم.
– فریدا کالو
تراژدی مسخرهترین چیز است.
/ فریدا کالو
«پاییزان میخواهم؟! وقتی بال برای پرواز دارم؟»
«به آنچه میگذرد لبخند میزنم، چون قبلاً من را شکسته است.»
«رنج مرا ساخت… و من رنج را نقاشی کردم تا آزاد شوم.»
«من عاشق چیزهایی هستم که باعث میشوند به خودم وفادار بمانم.»
_ فریدا کالو
«اگر میتوانی آنچه را درونت میگذرد ببینی، دیگر لازم نیست از کسی بترسی.»
«در زندگیام دو سانحه داشتم: یکی اتوبوس… و دیگری عشق.»
«من مریضم اما آزادیام را نمیدهم.»
«هیچچیز پنهان نمیماند؛ همهچیز روزی از چشمهای آدم بیرون میریزد.»
«من رویا نمیبینم؛ واقعیت خودم را نقاشی میکنم.»
«امید چیزی است که هنوز در چشمهایم زندگی میکند.»
«من از شکست نمیترسم؛ از نزیستن میترسم.»
«چه دردناک است وقتی کسی را بیشتر از خودت دوست داری.»
«رنج مثل سایه دنبال آدم میآید؛ ولی هنر خورشیدش است.»
«آنچه مرا زنده نگه میدارد عشق است… و همان چیزی است که مرا میشکند.»
«هرچه را نمیتوانم بگویم، میکشم.»
/فریدا کالو
مریم سلیمانی
