ما تحت سلطه بایدها و نبایدها هستیم. با تمام محدودیتها میتوانیم در ذهن خود آزاد باشیم.
شبکههای اجتماعی به ما میگویند، مثل هم لباس بپوشیم. مثل هم خرید کنیم. مثل هم زندگی کنیم.
ما را در زرق و برق دنیای خیالی در قاب یک عکس سردرگم میکنند. دنیایی که با واقعیت فاصله دارد.
حتا در مذاهب ما را مجبور میکنند یکجور عبادت کنیم.
بهتر است به جای پیروی از دیگران اندیشه کنیم. به قول دکتر ژاله آموزگار : “امروزه آدمها کمتر اندیشه میکنتد. حتا اگر با حرفهای من مخالفید اندیشه کنید و بگویید.”
من هیچ تعصبی به نام آدمهای معروف ،بزرگ، حاکم، نویسنده، عالم، شاعر ندارم. هرچه را خوب و درست باشد میپذیرم. حتا اگر توسط یک آدم معمولی بیان شود. هرچه رانادرست باشد نمیپذیرم. حتا اگر عالمی گفته باشد.
فرمولهابی در زندگی امروزی است که از قبل به ما گفتن و ما پذیرفتیم. کمی اندیشه کنیم آیا خودمان قبول داریم؟ خیلی از افکار ما ریشه در گفتارو باور نادرست قدیم دارد. حال وقت آن است به راستی و نادرستی آن اندیشه کنیم.
اگر آدمی از غار بیرون نمیآمد، که بیرون هم جای ترسناکی بود؛ ماهنوز در غار زندگی میکردیم.
در سلسه مراتب زندگی این قانون جاریست.
هیچ اشکالی ندارد به هر بایدی چه اخلاقی چه اجتماعی چه سیاسی فکر کنیم.
مریم سلیمانی