آش آبدَردا ؛
رسم محلی کهن جنوب ایران
در فرهنگ جنوب ایران، بهویژه در شهر بهبهان، آیینی کهن وجود داشته که به آن «آش آبدَرْدا برای شفا» میگفتند. این آش با ترکیب چهار تا هفت نوع حبوبات و سبزیجات که از هفت خانهٔ مختلف جمعآوری میشد، تهیه میگردید. قدیمیها این رسم را یکی از روشهای مداوای سنتی میدانستند و باور داشتند که آش آبدَرْدا برای بیماریهایی که ناعلاج به نظر میرسیدند یا زمانی که دارو و دکتر جواب نمیداد، بهویژه برای کودکان، امیدی برای شفاست.
نخست، زنان محله بدن بیمار را با نخ اندازهگیری میکردند؛ هر نخ، اندازهٔ یکی از اعضای بدن بود. سپس با خمیر، عروسکی کوچک و ساده میساختند؛ عروسکی بیچشم و بیتزئین که تنها نقش «جایگزین بیمار» را داشت. نخها را در اعضای عروسک میگذاشتند تا دردهای بیمار به آن منتقل شود و عروسک همراه آش پخته شود.
دیگ آش روی آتش میرفت و حبوبات و سبزیهای جمعآوریشده از هفت خانه در آن میجوشید. این مرحله ترکیبی از نیّت جمعی، نذر و باور آیینی بود؛ هفت خانه مشارکت میکردند تا برکت، همدلی و انرژی مثبت در آش جاری شود.
پس از پخت، هرکس به اندازهٔ نیّت و نذر خود از آش برمیداشت. اگر عروسک پختهشده در ظرف کسی میافتاد، آن فرد وظیفه داشت آن را به آب روان—جوی، چشمه یا رودخانه—بسپارد؛ کاری که در باورهای باستانی با الهههای آناهیتا و میترا پیوند داشت و بهمعنای رها کردن درد در آغوش نیروی مقدس آب بود. بعضی نیز عروسک را زیر درخت میگذاشتند تا مورچهها آن را با خود ببرند؛ درخت، نماد مادر زمین بود و مورچهها نمایندگان طبیعت در پاکسازی دردها.
مریم سلیمانی